المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
136
التنبيه والإشراف ( فارسي )
اختلاف ميان نصارى مشرق و مغرب بود كه مايهء دشمنى و جنگ و خونريزى فيما بين شد . عباديان گويند : بروزگار قديم در حدود سى سال پس از صعود مسيح و پس از توما كه يكى از حواريان دوازدهگانه بود و پيش از اينكه ميان نصارى اختلاف شود نخستين بطريرك سريانى كه عهدهدار كرسى مشرق شد ، ادى برمارى سليح يكى از هفتاد تن بود كه اهل مدائن و دير قنى و كسكر و ديگر نقاط عراق را نصرانى كرد و دو كليسا بساخت . يكى در مدائن كه آن وقت پايتخت مملكت فارس بود و آنجا را كرسى بطريركهاى پس از خود قرار داد و رسم شد كه ترتيب نصب بطريرك اين كرسى فقط در اين كليسا انجام شود و يك كليساى ديگر در دير قنى بود كه قبر وى هم آنجاست و ما خبر نصاراى مشرق را با شاپور پادشاه ايران كه ميخواست آنها را مجوس كند و نپذيرفتند و در حدود دويست هزار كس از آنها را بكشت ، با ديگر اخبار مربوط به آنها در كتابهاى سابق خود آوردهايم . نصاراى ملكانى گويند : مقالهء نسطورس از ياد رفته بود ولى برسوما مطران نصيبين آن را تجديد كرد و نصاراى مشرق را بدان خواند كه معتقد آن شدند . مسعودى گويد : در اين انجمن ميان فرقهء نسطورى با فرقهء ملكانى اختلاف افتاد و از آنها جدا شدند . از انجمن دوم يكصد و پنجاه اسقف كه در شهر قسطنطنيه فراهم شدند و مقدونس را لعن كردند ، تا اين انجمن دويست اسقف كه در شهر افسوس فراهم شدند پنجاه و يك سال فاصله بود . در ايام پادشاهى اين تدوس ميان نصارى دربارهء ملك و دين حادثهها بود از جمله اينكه او يوحناى معروف به دهان طلا بطريرك قسطنطنيه را بسبب قضاوتى كه دربارهء يك تاكستان كرده بود و يدوقيه همسر پادشاه از آن راضى نبود تبعيد كرد . حوادث ديگر نيز بود . يازدهم مرقيان شش سال پادشاهى كرد . در اولين سال پادشاهى وى سنهودس چهارم در شهر خلقيدون بر ضد ديسقرس بطريرك قسطنطنيه و ارطيسوس تشكيل